السيد الخميني

113

سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )

و در إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ خود را به خطاب حضورى از غيب تعيّنات ، بلكه حجاب اسماء و صفات ، خارج دان تا عبادت و ثنا به لسانِ ذاتِ مفتقر ، براى ذاتِ مستغنى واقع شود . و اگر از اهل خصوصى و به ترك خويشتن مخصوصى ، از حجاب خودى خارج شو تا لايق « هذا بَيْني وبَيْنَ عَبْدي ولِعَبْدي ما سَأَل » « 1 » شوى . پس به لسان حقّ آنچه را حقّ براى تو قرار داده طلب كن ؛ و تا آخر سوره كه رسيدى ، منتظر « هذا هُوَ الَّذي لِعَبْدي » « 2 » باش . كلام بعض اهل معرفت در انقسام نماز بين حق و عبد و بعض اهل معرفت گويند : « چنانچه حمد تقسيم شده بين بنده و حق - چنانچه در حديث نبوى « 3 » است - پس ، از اول سوره تا إِيَّاكَ نَعْبُدُ از حق است و إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ مشترك بين حق و عبد است ؛ و از آنجا تا آخر سوره مختص به عبد است همين‌طور نماز نيز بدين ترتيب منقسم است : پس سجود براى حق است خاصه ، زيرا كه عبد فانى است ؛ و قيام براى عبد است ، چون در خدمت مولا ايستاده ؛ و ركوعْ حالت مشتركه است كه در آن انوار الهيّه در موطن عبد ظاهر مىشود » « 4 » ، انتهى . نويسنده گويد : و نيز مادامى كه عبد در كسوهء عبوديت است ، نماز و جميع اعمال آن از عبد است ؛ و چون فانى در حق شد ، جميع اعمال او از حق است و

--> ( 1 ) - أسرار العبادات وحقيقة الصلاة ، ص 47 . ( 2 ) - « اين است آنچه براى بندهء من است » . ( بحار الأنوار ، ج 89 ، ص 226 ، حديث 3 ) ( 3 ) - بحار الأنوار ، ج 89 ، ص 226 ، حديث 3 . ( 4 ) - أسرار العبادات و حقيقة الصلاة ، ص 47 .